عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
713
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
اندوزد و زندگيش پاكيزه ( و بدون گنهكارى ) باشد دوستيش واجب است . 1432 من ركب العجل ركبته الملامة : هر كه مركب شتاب را سوار گردد نكوهش بر وى سوار گردد . 1433 من اطاع التّوانى احاطت به النّدامة هر كه كاهلى و سستى را فرمانبرد پشيمانى او را گرد در ميان گيرد . 1434 من اتّقى وقاه : هر كه از خداى بپرهيزد خدايش او را ( از وقوع در محرّمات ) نگه دارد . 1435 من حمد اللّه اغناه : هر كه خداى را سپاس گذارد خداوند ( از مردم ) بى نيازش سازد . 1436 من اطاع اللّه اجتباه : هر كه خداى را فرمانبرد خداوند ( از ميان مردم ) او را برگزيند . 1437 من دعى اللّه اجابه : هر كه خداى را بخواند خداوند او را اجابت فرمايد ( و حوائجش را بر آورد ) . 1438 من شكّر اللّه زاده : هر كس خداى را سپاس بگذارد خداوند نعمتش را بيفزايد . 1439 من شكّر اللّه بجنانه استحقّ المزيد قبل ان يظهر على لسانه : هر كه خداى را بدل سپاس بگذارد پيش از آنكه آن سپاسگذارى بر زبانش پديدار گردد سزاوار افزايش شود ( و خداوند تعالى روى نيّت پاكش نعمتش را دو چندان سازد ) . 1440 من ذمّ نفسه اصلحها : آنكه نفس خويش را نكوهش كند باصلاحش بر خيزد . 1441 من مدح نفسه فقد ذبحها : هر كه نفس خويش را ستايش كند البتهّ آن را كشته است . 1442 من كثر شكره كثر خيره : هر كه بسيار از خدا تشكّر كند نعمتش بسيار گردد . 1443 من قلّ شكره زال خيره : هر كه خداى را كم سپاس بگذارد نيكيش و نعمتش زايل گردد . 1444 من لم يحسن فى دولته خذل فى نكبته : هر كه در دوران دولتش به نيكى نگرايد در دوران برگشت دولتش خوار گردد . 1445 من شمت بزلّة غيره شمت غيره بزلتّه هر كه ديگرى را بواسطهء لغزشش نكوهش كند ديگرى او را بواسطهء لغزشش نكوهش نمايد . 1446 من بخل على المحتاج بما لديه سخط اللّه عليه : هر كه به آن چه از دارائى كه نزد او است بر نيازمند بخل ورزد خدا بر او خشم گيرد ( و نعمت را